السيد نعمة الله الجزائري (مترجم: فاطمه مشايخ)
864
قصص الأنبياء (النور المبين في قصص الأنبياء والمرسلين) (قصص قرآن) (به ضميمه زندگانى چهارده معصوم ع) (فارسى)
حضرت حجت ( عج ) حتما محقّق خواهد شد ، اين نشانهها عبارتند از : ظهور سفيانى ، ظهور دجّال ، تعطيل مساجد ، توقف مراسم حجّ ، شكافتن زمين و خسوف در خراسان ، طلوع ستارهء دنباله دار ، كشته شدن نفس زكيّه ، برخاستن نداى آسمانى ، خسف در سرزمين بيداء ، خورشيد گرفتگى در اوايل ماه رمضان و . . . . در حديث مفصّلى از امام صادق ( ع ) نقل شده است : ( كوفه از وجود مؤمنان خالى مىشود و علم و دانش از آنجا رخت بر مىبندد ، سپس علم در ديارى به نام قم آشكار شده و اين شهر معدن علم و فضيلت مىگردد تا زمانى كه حتى دوشيزگان پشت پرده در دين تفقّه مىيابند ، اين امر واقع نمىشود ، مگر هنگام نزديك شدن ظهور قائم ما ) [ 1 ] . نمونههايى از افرادى كه در زمان غيب كبرى افتخار زيارت آن حضرت را يافتهاند ملاقات آقا شيخ حسين سامرايى : ايشان يكى از اتقياء اهل منبر در عراق بودند كه نقل مىكردند ، در ايّامى كه در سامرا مشرّف بودم ، روز جمعهاى طرف عصر در سرداب مقدّس رفتم ، ديدم غير از من احدى نيست ، حالى پيدا كرده و متوجّه مقام صاحب الامر ( عج ) شدم ، ناگهان صدايى از پشت سر شنيدم كه به فارسى سليس فرمود : ( به شيعيان و دوستان ما بگوييد كه خدا را به حقّ عمهام حضرت زينب ( س ) قسم دهند تا فرج مرا نزديك گرداند ) . ملاقات مشهدى حسن عمادى يزدى : ايشان از صلحا و پاكان متوجّه به درگاه احديّت بوده كه هر هفته به دامنهء كوه خلج در جنوب شرقى مشهد مىرفته و مشغول توسّل به امام زمان ( عج ) مىشده ، خود ايشان نقل مىكند : تقريبا در سال 1350 شمسى يك روز صبح زود به كوه خلج رفتم و مشغول زيارت و توسّل به امام زمان ( عج ) شدم ، حال خوبى داشتم و با خود زمزمه مىكردم و مىگفتم : مولاى من ، اى كاش ظهور مىكرديد و من ظهور شما را درك مىكردم ، در بازگشت در عالم رؤيا ديدم در همان مكان روى كوه نشستهام و مولايم صاحب الزمان هم هستند ، ايشان در حالى كه دستهاى خود را بر پشت گذاشته بودند به طرف شهر مشهد نگاه مىكردند ، گفتم : آقا تشريف بياوريد داخل شهر ، ( منظورم
--> [ 1 ] منتخب الاثر ، صفحه 443 .